حیات فرهنگی ایران، پیش و پس از جنگها، نشان داده است، ایرانیان مردمانی متکثر، متحد و وفادار به یک آرمان ملی هستند که در این زیست بوم، فرهنگ متکثر و تاثیرگذار ایران زمین رشد و نمو داشته است.
امروز پیشانی بلند فرهنگ ایرانی، سینماست که بر بال شعر و حکمت ایرانی نشستهاست. این سینمای شناخته شده در جهان دوستداران بسیار دارد که در مقابل سیل تولیدات تجاری و هالیوودی، صدایی بالغ و شنیدنی است. شوربختانه این سینما در داخل این زیست بوم دشمنانی دارد، که حتی علاقهای به مخالف بودن و ایفای نقش مخالف را ندارند و مستقیما سینه سینمای ایران را نشانه میروند.
حضور گروههای کم برخوردار از فرهنگ در سپهر سیاسی ایران، یکی از بلیههای رایج ایران امروز است که نه قدردان همراهی سینماگران و مردم ایران با رزمندگاناند و نه در شرایط حساس کنونی دشمن شناس و مرز دوستند.
انان به سیاق گذشته بر طبل جدایی و انشقاق اجتماعی میکوبند و هر مرجع اجتماعی فرهنگی که علاقمند وفاق ملی باشند از منظر اینان، بیگانه و غیر خودی هستند.
وقتی مردم آماج حملات دشمن هستند این بدانمعنی است که همه هویت ایرانی ـ اسلامی، مورد آماج خشم دشمن است و چگونه است درکشاکش نبرد، عدهای به هر بهانه واهی دشمن مردم را سینما و سینماگر میدانند و باقوانین منافی حقوق اساسی مردم سعی در تشدید شکاف ملت ـ دولت می شوند بی آنکه علاقهای داشته باشند، که بدانند؛ شکاف اطلاعاتی که منجر به ریختن خون فرزندان این ملت شد، در میان اهل فرهنگ و سینماگران نبوده واین خلا در میان کسانی است که منافع فردی و گروهیشان بر هر منفعت ملی میچربد.
در دوره نه جنگ و نه صلح به حای تمرکز بر دفاع از میهن و حل مشکلات مردم، وقت و فرصت نمایندگی مجلس را صرف تاراندن و دور کردن گروههای مختلف مردم از هم میکنند تا جاییکه، سینماگران را به هر بهانه واهی از انجام وظیفه هنرمندانه و متعهدانه نسبت به مردم دور می کنند.
اینان، نشان دادهاند علاقهای به دفاع از هویت ایرانی نداشته و هروز صدای طبلشان، آوای خوش مسکوکات مشکوک و رانت و ریا و سرخوشی از آزار فرهنگ و سینمای ایران است.
علاقه گروهی اندک که متاسفانه عنوان نماینده مجلس را با خود دارند با طرحهای غیر عملی و ناقض حقوق اساسی مردم، سر در جیب، به نقطه نا معلومی در تاریخ می نگرند که جز خود و منافعشان ارزشی ندارد.
تصویب قانونی تاریک و در نوع خود تجربه شده ـ حتی در امریکای جنگ دوم جهانی ـ که هرگونه اندیشیدن را نیازمند اجازه از این و ان می کند، علاقمندان به تاریک اندیشی را که به هر بهانه واهی سینمای ایران را متهم به سیاه نمایی یا ابتذال میکنند،در فردای روشن ایران اسلامی خجل و شرمنده کهن فرهنگ ایران خواهد کرد.
قانون مورد علاقه اقلیت غیر فرهنگدوست مجلس، راه را بر سینمای زیرزمینی، فرهنگ غیرگفتمانی، ایجاد رانتهای نو، ورود گروههای تازه غیر مسئول و ریا کار و ریا ساز، به عرصه تصمیم گیری و تصمیم سازی در حوزه فرهنگ باز خواهد کرد.
انجمن تهیه کنندگان مستقل سینمای ایران نامیدانه از این گروه تبری می جوید و از عقلای حکومت انتظار دارد، مقابل خردی ذهن و عقل این گروه خردمندانه رفتار کرده و به اعتلای فرهنگ ایران بیاندیشند و نگذارند طرحهایی اینچنین که پیش از تصویب و ورود به ساحت اجتماع مردوداند، به نام قانون شناخته شوند. با صدای بلند از عقلای حاکمیت درخواست میکنیم به جای دوپاره کردن و چند پاره کردن جامعه به وفاق ملی و همدل کردن مردم رنجدیده در مقابل تهدیدات بیرونی و تحدیدات عدهای در داخل، به وحدت ملی و دوری از باور دشمن شاد کن خودی و غیر خودی، اهتمام بیشتری بورزید.